الشيخ المفيد ( مترجم : ساعدى خراسانى )
25
الإرشاد ( فارسي )
فرمود اى دشمن خدا آرزومندم پدرم آسيبى نبيند . آن بيحيا پاسخ داد پس چنان مىبينم كه گريه به حال من ميكنى ؟ به خدا سوگند چنان ضربتى بر او زدهام كه اگر ميان اهل زمين بخش كنند همه را هلاك ميسازد . او را از برابر امير المؤمنين بيرون بردند مردم مانند درندگان گوشتهاى بدن او را با دندانهاى خود ميكندند و ميگفتند اى دشمن خدا چه كردى ، امت محمد را به خاك هلاك نشاندى و بهترين مردم را از پاى درآوردى و او همه اين سخنان و ناراحتيها را ميديد و مىشنيد و سخنى نميگفت با اين حال ويرا بزندان بردند . مردم پس از دستگيرى وى حضور على ع رسيده عرضكردند هر چه اراده در باره او دارى بما امر كن كه او امت پيمبر را هلاك كرد و ملت اسلام را روسياه ساخت . على ع فرمود اگر زنده ماندم خودم ميدانم با او چگونه معامله كنم و اگر درگذشتم با قاتل من چنان كنيد كه با كشنده پيغمبران مىنمودند يعنى او را بكشيد سپس بدن او را بسوزانيد . چون على ع رحلت فرمود و اسلام و اسلاميان را داغدار نمود و كسان او از دفنش بازگشتند حضرت امام حسن ع بجاى پدر برقرار شد دستور داد پسر مرادى را بحضور آوردند چون برابر آن جناب رسيد فرمود اى دشمن خدا ، امير المؤمنين را كشتى و فساد بزرگى در دين پديد آوردى سپس فرمان داد تا سر از بدنش جدا كردند و جسد كثيف او را به خواهش ام الهيثم دختر اسود نخعى بوى سپرد تا آن را بسوزاند . سرايندهء در باره قطامه و قتل على ع چنين ميسرايد .